این شهر ِ
کش دار ِ دیوار خاکستری
هنوز
وقت قایم-
باشک ِ سفید
کوچک
میشود و کوچه
سوهان
بر پاندول اعصاب عابر
که شب
-تنها-
خودش را
سوت میزند،
می رود،
و به
دیوار می خورد.
اینجا که
ذائقه باید به زور
طعم انگشت یار را
از لابه لای خاطر دندان بیرون
بکشد و هر بار
پوستت
تیر؛
روی برف
سر خوردن ممنوع،
خودت را
بچسب.
آدم برفی
سفید
امروز-فردا
خاکستر
خواهد شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر