"ای.ای. ایوانز-پریچارد که در دهه ی 1930 به پژوهش در
میان آزانده های ساکن مرکز مشغول بود، گزارش کرده که جنگجویان با پسر بچه ها
ازدواج میکردند و این پسر بچه ها تمامی وظایف همسری، از جمله وظایف جنسی را به جا
میاورده اند. در چنین ازدواجی به خانواده ی پسر شیر بها تعلق میگرفت و اگر شخص
دیگری با پسر روابط جنسی برقرار میکرد، جنگجو میتوانست به او تهمت زنا بزند....
به همین ترتیب در داهومی باستان (بنین کنونی) گاه زنی
ثروتمند با زنی جوانتر ازدواج میکرد و از آن زن جوان انتاظار میرفت که با مردان
رابطه برقرار کند تا وارثانی برای زن مسن تر به وجود آورد. در همه ی این موارد،
آداب و رسوم و حقوق و تعهدات ازدواج بین زن و مرد جاریست. گرچه این نمونه ظاهراً
شبیه ازدواج بین دو همجنس است که در غرب مدافعانی دارد، باید خاطر نشان کرد که
ازدواج بین دو همجنس در میان اقوام آزنده و داهومی و دیگر موارد مشابه که در نوشته
های انسان شناختی ذکر شده بر مبنای عدم تقارن های آشکار استوار است، نه آن نوع
مشارکت و برابری که مدافعان ازدواج بین دو
هم جنس در غرب در ذهن دارند....
برای دودونگوها پیوند مادام العمر با یک شریک واحد امری
کاملاً پذیرفته شت است. اما در بسیاری از جوامع هیچ یک از این دو فرض برقرار نیست.
چند زنی.... بر اساس قوانین اسلام... به ویژه در آفریقا رواج دارد. چند شویی بسیار
کمتر از چند زنی رایج است و معروف ترین نمونه های آن مربوط به تبت و تپه های شمال
هند است. دست کم در تبت چند شویی قرینه ی کامل چند زنی نیست، بلکه معمولاً متضمن
ازدواج مشترک چند برادر با یک زن است. پیامد های جمعیتی چند شویی درست در مقابل
چند زنیست؛ از آنجا که زن به طور عادی هر چند سال یک بار زایمان میکند، چند شویی
از شتاب رشد جمعیت میکاهد و موجب صرفه جویی در ذخایر قابل توارث از قبیل زمین
میشود، در حالی که چند زنی باعث رشد جمعیت و اتلاف سریع ذخایر زمینی میشود....
در ارتفاعات گینه ی نو ، جوامعی یافت میشود که در آن ها
مردها و پسران بالغ با هم در یک خانه زندگی میکنند، و زنها و دخترها و پسران
نابالغ هم جدا در خانه های دیگر. مردها هر از چند گاهی به زن و بچه شان سر میزنند،
ولی به ندرت شب را پیششان میمانند.
در میان دودونگوها... نو عروس و تازه داماد معمولا یکی دو
سال اول را نزد پدر و مادر دختر زندگی میکردند و طی این مدت داماد موظف بود که در
ازای این اقامت به پدرزنش خدمت کند. این تمهیدات برای آن بود که دختر هنگام به
دنیا آوردن اولین فرزندش در محیطی راحت و آشنا و کنار مادرش باشد. پس از تواد بچه
ی اول... خانوداده ی داماد مابقی شیر بها را پرداخت میکردند و زوجهای جوان به خانه
ی خودشان که معمولاً نزدیک خانواده ی داماد بود نقل مکان میکردند.... زوج ها در
ایام کهولت به خانه ی کوچکتری در باغ هایشان نقل مکان میکردند و نوه هایشان به
نوبت پیششان میامدند. اگر به بسیاری از خانواده های دودونگو ها نگاه کنید، شاهد
چیزی شبیه "خانواده ی هسته ای" خواهید بود که فرقی با الگوی غربی خودمان
ندارد، اما چنین برداشتی کاملاً گمراه کننده است. وظیفه ی بزرگ کردن بچه ها، که از
وظایف اصلی خانواده است، به پدر و مادر بچه واگزار نمیشود... بچه ها از خانه ای به
خانه ی دیگر میروندو موقع گرسنگی همان جا غذا میخورند و موقع تاریک شدن هوا هر جا
که باشند همانجا میخوابند. اتفاقاً خانواده ی هسته ای از لحاظ عملی واحد بسیار
ناکارامدی برای بزرگ کردن بچه هاست و چندان به درد این کار نمیخورد.
در نویوئو مردم چند مادری و چند پدری، یعنی داشتن چند پدر
یا مادر "زیستی" را به رسمیت میشمارند. چند مادری زمانی اتفاق میافتد که
شخص از سینه ی زن دیگری به جز مادر خودش شیر بخورد. ... بچه که بزرگ شد دایه اش را
هم مادر خطاب میکند. ... چند پدری هم به این باور رایج در میان اکثر نویوئوها
برمیگردد که زن برای آنکه باردار شود باید به دفعات (به گفته ی برخی حداقل ده بار)
رابطه ی جنسی برقرار کند، چون باید به مقدار خیلی زیادی منی (یا به اصطلاح خودشان
"خون سفید") در رحمش جمع کند. در گروههای مادر تبار، تبار بر اساس
دودمان اناث مشخص میشود.... اما جوامع شکل گرفته حول محور مادر تباری لزوماً مادر
سالار نیستند، هر چند ممکن است زنان موقعیتی بهتر از مردان داشته باشند. ... وارث
اصلی مرد نه پسرش، که پسر خواهر اوست. ... مالینوفسکی معتقد بود که در جوامع مادر
تبار... عقده ی اودیپ متوجه دایی پسر است نه پدر او."
"انسان شناسی اجتماعی و فرهنگیِ" نشر ماهی. عالی
به نظر میرسد. به خصوص برای کم سوادهای مبتدی مثل من.
در مورد تیتر حرف نمیزنم چون قطعاً مزخرفاتی چالش برانگیز
است و شما هم احتمالاً مجبور میشوید مزخرفاتی چالش برانگیزِ دیگری درباره ی
"ازدواج/خانواده" بگویید و... . در حالی که من اصلاً خوشم نمیاید در
باره این مفهوم با کسی حرف بزنم، و فقط مایلم دیگران درباره اش بازاندیشی کنند!
لطفاً به این فکر کنید که احتمالاً ازدواج/خانواده قرار
بوده "مفید" باشد و روابط را به شکلی "بهینه" تنظیم کند، نه
مفهومی "مقدس" و "صلب"؛ و احتمالاً قرار هم نبوده از این
مفهوم فقط "مشکلات ازدواج" باقی بماند. و فک کنید که احتمالاً در دوره ی
بلوغِ جامعه ی انسانی، خیلی ضرورت ندارد حکومت/شرع تشخیص بدهد چه چیز رابطه را
بهینه میکند.
انسان شناسی
نشر ماهی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر